تبليغاتX
بـچـه مسَـلمـونا

بـچـه مسَـلمـونا

علـمی-فـرهنـگی ------------------------ (فـروغـي) بندر امام.ره

مراسم خواستگاری :

سر جلسه خواستگاری... بعد از نيم ساعت سكوت!

مادر داماد: ببخشين ، كبريت دارين؟

خانواده عروس: كبريت؟! كبريت برای چی؟! 

مادر داماد:والا پسرم می خواست سيگار كشه...

خانواده عروس: پس داماد سيگاريه...؟!  

مادر داماد: سيگاری كه نه... والا مشروب خورده      بعد از مشروب سيگار می چسبه...

خانواده عروس: پس الكلی هم هست...؟!           

مادر داماد: الكلی كه نه... والا قمار بازی كرد ، باخت! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره...                                                                                                                                         خانواده عروس: پس قمارم بازی می كنه...؟!

 مادر داماد: آره... دوستاش توی زندان بهش ياد دادن...

خانواده عروس: پس زندانم بوده...؟!  

مادر داماد: زندان كه نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه كمی بازداشتش كردن...                        

خانواده عروس: پس معتادم بوده...؟!

مادر داماد: آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد... خانواده عروس: زنش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

 دوست عزیز<> به آرشیو هم یه سری بزنید 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 9:23  توسط محسن فروغی  | 

جشن 13 رجب

دانلود كتابهاي ارزنده  

 شكفتن زيبا ترين گل هميشه با طراوت بوستان انسانيّت. وميلاد مهربانترين پدر، عادلترين حاكم، شجاعترين سرباز، تواناترين مظلوم، مولود وفرزند كعبه، قلب كعبه، نتيجه كعبه، منجي كعبه، پدر شيعه  بر فرزندش قائمش (عج) وهمه شيعيان خجسته باد

   كدام مادر،فرزندي چون علي زاده است.     چه كسي چون او مولد ومشهدش خانه خدا بود. كجاي تاريخ،پيشوائي به جامعيّت علي سراغ دارد. نام علي زينت تاريخ  و وجود علي مفسر محمد(ص) ورفتار او سنت پيامبر وعلم او چشمه نخستين همه دانستني ها بود.     

                                                   نگين كعبه همواره مي درخشد

                                           

ميلاد امير المؤمنين .عليه السلام. و روز پدر برهمه شيعيان مبارك

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384ساعت 21:47  توسط محسن فروغی  | 

بلا ها

لقد خلقنا الانسان في كبدٍ 

 همانا انسان را در رنج و سختي خلق كرديم  سوره بلد: 4

امام باقر عليه‏السلام :

« همانا مؤمن در دنيا به ميزان دينش بلا ديده و آزمايش مي‏شود.»  بحارالانوار  


هرکه در این بزم مقرب تر است      جام بلا بیشترش می دهند

   

علت بلا ها براي مؤمن در قرآن وروايات:

۱- تذكّر وتنبيه حوادث تلخ دنيا نقش تنبيه و توبيخ را ايفا كرده و چوب بيدارباش ما هستند

۲. کفاره گناه و كيفرگناهان به انواع سختي‏ها و مشكلات مبتلا مي‏شوند تا پاك شوند

 

3. آزمایش وامتحان الهی باتكاليف ديني و حوادث بد و نعمت‏ها و پيش ‏آمدهاي مسرّت بخش

3. امتحان وآزمايش باتكاليف ديني و حوادث بد و نعمت‏ها و پيش ‏آمدهاي مسرّت بخش


امام صادق عليه‏السلام:    اِذَا اَرَادَ اللّهُ‏ بعبدٍ خيراً فاَذنبَ ذَنباً تبعهُ بنقمة وَ يذكرُّهُ الاستغفار..

 اگر خداوند اراده فرمايد كه به بنده‏اي خيري برساند،وقتي آن بنده گناهي مرتكب شود، در همين دنيا بلا و مصيبتي  را براي او ايجاد خواهد كرد و بدين وسيله استغفار را به ياد او خواهد آورد. بحارالانوار: ج 67، ص

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1384ساعت 0:22  توسط محسن فروغی  | 

سؤال: چه كنيم تا در نماز حضور ذهن داشته باشيم؟

ا-توجه به معناي نماز 2- توجه به اينكه درمحضر خدائي هستي كه از رگ گردن به تو نزديكتر است. 3- تصور اينكه اين آخرين نماز است. 4- نماز با توجه كامل خواندن سخت است وشما در محرابي(محل حرب و جنگ با شيطان) وبايد مقاومت وصبر داشت. 5- توسل به پيامبر و اهل البيت قبل از نماز(به سفارش بعضي از بزرگان)
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1384ساعت 14:52  توسط محسن فروغی  | 

سلام

                         
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 7:23  توسط محسن فروغی  | 

ضرب المثل ها درباره ازدواج

 1- هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلمانی)

٢ - مردی كه به خاطر " پول " زن می گيرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

 ۳- لياقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چينی )

 ۴- زنی سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل يونانی )

 ٥- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگليسی )

 ٦- زن مطيع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسی )

 ٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی )

 ٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بی لياقت . ( ضرب المثل لهستانی )

 ٩- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. ( ضرب المثل ايتاليايی)

 ١٠ -داماد كه نشدی از يك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )

١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكی ثروتمند می شوی و با ديگری فقير. ( ضرب المثل ايتاليايی )

 ١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجانی )

 ١٣- برا ی يافتن زن می ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چينی )

 ١٤- وقتی برای عروسی خيلی هزينه كنی ، مهمان ها را يك شب خوشحال وخودت را عمری ناراحت ! (روزنامه نگار ايرلندی )

 ١٥- اگر خواستی اختيار شوهرت را در دست بگيری اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايی)

 ١٦- ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شيرينی و بی مزگی . (ولتر

 ١٧- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)

 ١٨- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايی )

 ١٩- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )

 ٢٠- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيمانی است . ( سقراط )

 ٢١- ازدواج مثل اجرای يك نقشه جنگيست كه اگر در آن فقط يك اشتباه باشد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )

 ٢٢- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گيرد، برای پول هم از بين می رود. ( رولاند )

 ٢٣- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )

 ٢٤- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی)

 ٢٥- انتخاب پدر و مادر با ما نيست ، ولی می توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك )

 ٢٦- با زنی ازدواج كنيد كه اگر " مَرد " بود ، بهترين دوست شما می شد . ( بردون)

 ٢٧- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سونی اسمارت)

 ٢٨- برای يك زندگی سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس )

 ٢٩- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( كريستين )

٣٠- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های يكديگر را نمی بينند. ( اسمايلز )

٣١- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذاريد. ( فرانكلين )

 ٣٢- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )

 ٣٣- ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين )

 ٣٤- ازدواج پيوندی است كه از درختی به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می ميرند. ( سعيد نفيسی )

 ٣۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )

 ٣٦- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سيريوس)

 ٣٧- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

 ٣٨- تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. ( شارل بودلر )

 ٣٩- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بيكر)

 ٤٠- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آينده اش . ( سينكالويس)

 ٤١- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آيد . ( پاستور )

 ٤٢- ازدواج كنيد، به هر وسيله ای كه می توانيد. زيرا اگر زن خوبی گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگی می شويد. ( سقراط)

٤٣- قبل از رفتن به جنگ يكی دو بار و پيش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن . (دانشمندان لهستانی )

 ٤٤- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)

 ٤٥- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، برای او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستی)

 ٤٦- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)

 ٤٧- هيچ چيزغرورمرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد،چون هميشه آن را مربوط به خود ميداند .( جانسون )

٤٨- زن ترجيح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)

 ٤٩- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا می كنند. ( شاو)

 ٥٠- زناشويی غصه های خيالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل می كند . (ضرب المثل آلمانی)

 ٥١ – هيچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. ( ضرب المثل اسكاتلندی)

 ٥٢ – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن . ( ضرب المثل آلمانی )

 ٥٣ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی . ( شارل بودلر )

 ٥٤ – دوام ازدواج يك قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندی )

 ٥٥ – ازدواج پديده ای است برای تكامل مرد. ( مثل سانسكريت )

 ٥٦- آلمانی: کاری را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام می‌دهد.

 وقتی زنی می‌ميرد يک فقته از دنيا کم می‌شود.

کسی که زن ثروتمند بگيرد آزادی خود را فروخته است.

 گريه زن، دزدانه خنديدن است.

يونانی: شرهاي سه‌گانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.

 برای مردم مهم نيست که زن بگيرد يا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد.

 گرجی‌ها: اسلحه زن اشک اوست

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 18:7  توسط محسن فروغی  | 

پاسخ به چند شبهه

وهّابي ها، تبليغات سوئي را بر عليه شيعه به راه انداخته و برخي اعمال شيعيان را شرك دانسته و آنها را مشرك معرّفي مي كنند. با صرف ميليون ها دلار وريال ، صدها كتاب بر عليه شيعه و معتقدات آنها تاليف و در حدّ وسيعي چاپ و در ميان مسلمانان ، خصوصا در ايّام حج توزيع كرده اند.

آيا توسّل به پيامبر و اهل بيت او: شرك است ؟ با اندكي دقّت در اطراف خود، متوجّه مي شويم كه گردش امور هستي ، بر اساس اسباب و وسايل و به تعبيري ديگر توسّل است . آب و مواد غذايي از طريق ريشه ، تنه و شاخه درخت ، به برگ آن مي رسد و ريشه درخت از طريق برگ ، نور و هوا را دريافت مي كند.
باران كه مي بارد، به واسطه ابر است وابر به وسيله گرم شدن آب دريا در اثر نور خورشيد ايجاد مي شود.
در حديثي از امام صادق (ع) مي خوانيم : ((ابي اللّه ان يجري الاشيأ الاّ بالاسباب )) بحار ج2 خداوند از اين كه كارها بدون سبب و علّت جريان پيدا كند،ابا دارد. خداوند براي هر كاري واسطه و علّتي قرار داده است.
هر چند شفا و درمان از خداست ، (و اذا مرضت فهو يشفين ) (شعراء80) امّا همين شفا را خداوند در عسل قرار داده است ; (فيه شفأ للنّاس ) (نحل 69) هر چند خداوند كارها را تدبير مي كند، (يدبّر الامر) (يونس3) امّا فرشتگان واسطه تدبير او هستند. (فالمدبّرات امرا) (نازعات 5) در مورد توسّل قرآن مي فرمايد: (و ابتغوا اليه الوسيلة) (مائده35) وسيله اي براي نزديكي به خدا جستجو نماييد. حال ، آن وسيله كدام است ؟ خداوند در اين آيه ، نوع وسيله را براي ما مشخّص نكرده و به صورت مطلق فرموده است . لذا وسيله ، شامل هر چيزي كه ما را به خدا نزديك كند، مي شود.
توسّل حضرت آدم حضرت آدم پس از آنكه از بهشت اخراج گرديد، سالياني را به گريه ، زاري ، توبه و انابه گذراند، سپس كلماتي را از طرف پروردگارش دريافت كرد و به آن كلمات متوسّل شد. قرآن مي فرمايد: (فتلقّي آدم من ربّه كلمات فتاب عليه ) (بقره 37)

فخر رازي و بسياري از مفسران اهل سنت گفته اند كه مراد از ((كلمات )) كه حضرت آدم به آنها متوسّل گرديد، نام پيامبر و اهل بيتش بوده است . و آن كلمات اين چنين بود:
((الهي يا حميد بحقّ محمّد، يا عالي بحقّ عليّ، يا فاطر بحقّ فاطمة، يا محسن بحقّ الحسن ، يا قديم الاحسان بحقّ الحسين و منك الاحسان ))

واسطه قراردادن پيامبر و اوليا
وهّابيون مي گويند: اگر نام كسي را در كنار نام خدا ببريد شرك است !
در حالي كه اگر اين سخن آنها درست باشد، خداوند نعوذ باللّه خود مشرك است.
زيرا در آيه 74 سوره توبه مي فرمايد: (وما نقموا الاّ اغناهم اللّه ورسوله من فضله ) خداوند و پيامبرش آنها را بي نياز نمودند. و در جاي ديگر مي فرمايد: (اللّه يتوفّي الانفس ) (زمر 42) خداوند جان ها را مي گيرد. و در جاي ديگري مي فرمايد: (يتوفّاكم ملك الموت ) (سجده 11) ملك الموت جان شما را مي گيرد. بنابراين واسطه داشتن ، نه تنها شرك نيست ، بلكه اساس هستي بر مبناي واسطه است.

توسّل به پيامبر و اهل بيت او
وهّابي ها مي گويند: پيامبر كه مرد، مرد، خاك شد و جماد گرديد!
در پاسخ مي گوييم :
اوّلا ما اين مطلب را قبول نداريم . ثانيا، بر فرض محال ، قبول كرديم ، ما به مقام پيامبر متوسّل مي شويم و مقام زنده و مرده ندارد. مقام ابوعلي سينا محفوظ است چه زنده باشد و چه نباشد.
علاوه بر آن كه ما معتقديم كه پيامبر و اهل بيت او ائمّه ما زنده اند، قرآن مي فرمايد: (و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احيأ عند ربهم يرزقون ) (ال عمران169)
و گمان مبريد كساني را كه در راه خدا كشته شدند، مرده اند، بلكه آنها زنده و در پيشگاه خداوند روزي مي خورند.
شهدا نه تنها زنده اند، بلكه قرآن مي فرمايد: (فرحين بما اتاهم اللّه من فضله ) آنها به خاطر نعمت هايي كه خداوند به آنها داده است ، خوشحالند. (ال عمران170)

سالي در مدينه باران نباريد، خليفه دوّم به عبّاس عموي پيامبر براي نزول باران متوسّل شد و گفت : خداوندا! ما در زمان پيامبر به او مراجعه مي كرديم وحالا به عموي او متوسّل مي شويم.
دليلي ديگر بر جواز توسّل علاوه بر آيات قرآن و استدلال هاي فوق كه توسّل را جايز مي داند، يك دليل تجربي هم بر جواز توسّل داريم و آن بر آورده شدن حوائج است . ميليون ها انسان مومن و معتقد، با توسّل به اهل بيت : حاجات خود را از خداوند مي خواهند و خداوند حاجت هاي آنها را برآورده كرده و مشكلاتشان را برطرف مي سازد. اگر انجام اين گونه كارها شرك است ، پس چرا حاجت ها برآورده شده و اينگونه دعاها مستجاب مي شود؟ چرا آنها ما را كمك مي كنند؟ آيا خداوند متعال و آن بزرگواران ، ما را به شرك سوق مي دهند!؟

 
گريه بر مردگان و شهدا
آنان گريه بر مرده را خلاف مي دانند، اگر پدر يك وهّابي فوت كرد، انگار نه انگار كه پدرش فوت كرده است !
بالاخره عاطفه انساني و مهر پدري كجاست !؟ مگر پيامبر در مرگ فرزندش ابراهيم نگريست !؟

سلام و لعن در زيارتنامه ها
وهّابي ها معتقدند سلام و يا نفرين بر مردگان شرك است ! شنيدم كه امام جماعت مسجدالنّبي گفته است : افتخار مي كنم كه چهل سال است به پيامبر، سلام نكرده ام

خوب ، اگر سلام به انبيا شرك است ، پس نعوذ باللّه خدا هم مشرك است ، چون خود خداوند به پيامبرانش سلام مي كند; (سلام علي نوح ) (صافات79) ، (سلام علي ابراهيم ) (صافات 109) ، (سلام علي موسي و هارون ) (صافات120) ، (سلام علي ال ياسين ) (صافات130) ، (سلام علي المرسلين ) (صافات181) .
در قرآن ، هم سلام داريم و هم لعن ; در آيات متعدّد خداوند ظالمان را لعن كرده است و ما نيز در زيارتي همچون زيارت عاشورا، كساني را كه در حقّ اهل بيت پيامبر ظلم كرده اند، لعن مي كنيم . (لعنهم اللّه ) (نساء52) ، (قاتلهم اللّه ) (توبه 30)

تبرّك
آنها مي گويند تبرّك شرك است !
در حالي كه اگر تبرّك شرك است ، پس چرا خليفه اوّل و دوّم را در كنار بدن مطهّر پيامبر دفن كردند؟ اگر شرك است ، پس چرا در مراسم حج ، استلام حجرالاسود و بوسيدن آن مستحبّ است ؟ مگر حجرالاسود، سنگي بيش نيست ؟                                                                                                      توحید -قرائتی


 دوست عزیز" به آرشیو هم یه سر بزن

                                              

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 17:58  توسط محسن فروغی  | 

« روش سريع خواني نماز درمواقع ضروري (مثل بيماري ، مسافرت،و...)»         

با حذف مستحبات ، نماز خلاصه  ومختصر مي شود. پس بايد مستحبات نماز را بدانيم.

و امّـا مستحبّـات نمـاز

اذان و اقامه

دست بالا آوردن هنگام تكبيرة الاحرام

قـنـوت

ذكر سمع الله لمن حمده

ذكر بحول الله وقوته اقوم واقعد

ذكر بسم الله وبالله الحمد لله قبل از تشهد

ذكر الله اكبر قبل ركوع و قـبـل و بعد سجده ها.

ذكر وتقبل شفاعته وارفع درجته بعد از تشهد

ذكر بيش از3 سبحان الله در ركوع و سجده ها

ذكر 3  الله اكبر بعد از سلام (پايان نماز)

مسئله ١٠٠٥ - در ركعت ‏سوم و چهارم ... اگر يك مرتبه هم تسبيحات اربعه را بگويد كافى است

مسئله ١٠٠٦ - در تنگى وقت بايد تسبيحات اربعه را يك مرتبه بگويد.(رساله امام «ره» )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384ساعت 12:48  توسط محسن فروغی  | 

چرا مجتهدان با هم اختلاف نظر دارند،

يكى از سؤالهاى معروف درباره احكام اين است كه چرا مجتهدان با هم اختلاف نظر دارند، با اين كه همه براساس قرآن و سنت كار مى‏كنند.

جواب: اولا بايد توجه داشت كه مجتهدان و مراجع تقليد در كليات مسائل دينى با هم اختلاف ندارند; مثلا، همه آنها، نماز، روزه، حج و... را واجب مى‏دانند و دروغ، خيانت، دزدى و... را هم حرام مى‏شمارند; تنها اختلاف آنها در برخى از مسائل جزئى است كه آن هم در عمل مردم، اختلاف محسوسى ايجاد نمى‏كند، چنان كه ملاحظه مى‏كنيد در يك نماز جماعت چند هزار نفرى با آن كه نمازگزاران از اشخاص متعددى تقليد مى‏كنند، ولى همه يكنواخت نماز مى‏خوانند و اختلاف در فتاوا صورت جماعت و وحدت آنان را از بين نمى‏برد; همچنين در ساير موارد مانند حج ملاحظه مى‏كنيد كه هزاران شيعه به خانه خدا مى‏روند و همه يكسان عمل مى‏كنند و اختلاف فتواى مراجع تقليد هيچ‏گونه ناراحتى و زحمتى براى آنان پيش نمى‏آورد و همه تقريبا به يك صورت، اعمال حج را به جا مى‏آورند.

ثانيا: در مسائل نظرى هر رشته‏اى، بالاخره متخصصان آن، در يك سلسله از مسائل اختلاف نظر پيدا مى‏كنند و اين‏طور نيست كه مثلا تمام‏پزشكان يا شيمى‏دانها در تمام مسائل رشته خود با هم توافق نظر داشته باشند تا بر متخصصان علوم اسلامى اشكال شود كه چرا با هم توافق‏نظر ندارند.

در كميسيونهاى پزشكى غالبا اختلاف نظرهايى پيش مى‏آيد كه حتى با بحث و گفتگو و مشاوره هم نمى‏توانند آن را حل نمايند.

در مجامع ادبى هم بر سر مسائل ادبى اتفاق نظر وجود ندارد و گاهى درباره معناى يك شعر آرا و نظريه‏هاى مختلفى ابراز مى‏شود; مثلا، سعدى مى‏گويد:

از در بخشندگى و بنده نوازيمرغ هوا را نصيب ماهى درياوقتى اين شعر را به يك مجمع ادبى عرضه مى‏كنيم، يكى مى‏گويد: منظور آن است كه خدا از راه لطف،بعضى از پرندگان را نصيب بعضى از ماهيان نموده است; مثلا، ماهى، سفره خود را براى صيد پرندگان روى آب پهن مى‏كند; ديگرى مى‏گويد: مقصود آن است كه خدا از سر لطف، هوا را نصيب پرندگان و دريا را نصيب ماهيان كرده است.

سومى مى‏گويد: معناى شعر اين است كه خدا از راه لطف، آذوقه مرغ هوا را ماهيان دريا قرار داده است و ممكن ست‏شخص‏چهارمى بگويد: معناى شعر هيچ كدام از معانى ياد شده نيست، بلكه مقصود آن است كه خداوند از راه لطف و بنده پرورى، پرندگان و ماهيان و خلاصه گوشت‏حيوانات را غذاى انسان قرار داده است.

اساس اين اختلاف در اين است كه هر شخصى فكر و ذوقى مخصوص به خود دارد كه وقتى به شواهد و قراين و مقدمات مطلبى مراجعه مى‏كند يكى از احتمالات را ترجيح مى‏دهد و اصولا توافق صاحبنظران در مسائلى كه احتمالات زيادى دارد، خيلى كمتر اتفاق مى‏افتد.

مطلب سومى كه تذكر آن لازم است، اين است كه: در زمان رسول اكرم و ائمه اطهار -عليهم السلام در ميان شاگردان و اصحاب آنان اختلاف محسوسى وجود نداشت، زيرا هر وقت در تفسير آيات شبهه‏اى به نظر مى‏رسيد و يا در درستى و نادرستى حديث و معناى آن در مى‏ماندند، از خود پيامبر(ص) يا امام(ع) توضيح مى‏خواستند و در نتيجه، نقاط مبهم براى‏آنها روشن مى‏شد و اختلافى پيش نمى‏آمد، ولى مجتهدان و مراجع‏تقليد كه پس از غيبت امام زمان(عج) آمده‏اند، چون دسترسى به امام ندارند، بايد تنها از مدارك و م‏آخذ اسلامى، يعنى،قرآن و روايات، احكام الهى و وظايف دينى مردم را به دست‏بياورند و در اين صورت، اگر نظر آيات قرآن و روايات نسبت‏به همه مسائل روشن بود، اختلاف نظر پيش نمى‏آمد، ولى چون قسمتى از آيات قرآن و روايات از نظر مفردات و يا تركيب و جمله بندى طورى است كه در معناى آن احتمالاتى داده مى‏شود، لذا گاهى اتفاق مى‏افتد كه هريك‏از دو يا سه مجتهد، احتمالى به نظرشان صحيح مى‏رسد كه به نظر ديگر صحيح نيست و در نتيجه در فتاوا اختلافات جزئى پيدا مى‏شود.

علاوه بر اين در زمان ائمه(ع) يا نزديك به عصر آنان، به بررسى سند روايت و شناخت راويان احاديث كمتر احتياج بود، زيرا احكام را يا از خود امام مى‏پرسيدند و يا راوى حديث را به علت قرب زمان‏مى‏شناختند، ولى در زمانهاى بعد كه روايات با واسطه‏هاى بسيار نقل مى‏شود، بايد كسى كه مى‏خواهد طبق روايتى فتوا دهد، راويان آن روايت را بشناسد و به اعتبار سند آن پى ببرد و خود اين موضوع، يعنى تحقيق در سند روايت نيز باعث مى‏شود كه گاهى يك روايت‏به نظر مجتهدى صحيح و معتبر و به نظر ديگرى روايتى بى‏اساس باشد و در نتيجه موجب بعضى از اختلافات در فتوا گردد.

علاوه بر اين، چون ائمه اطهار -عليهم السلام و طبقه اول راويان احاديث در زمانى زندگى مى‏كردند كه حكومت و قدرت در دست مخالفان شيعه بود، نمى‏توانستند همه‏جا احكام واقعى الهى را بى‏پرده و روشن بيان كنند و به اصطلاح رعايت تقيه مى‏كردند و همين موضوع موجب گرديده است كه قسمتى از روايات با هم تعارض داشته باشند و يكى از كارهاى مجتهدان اين است كه اين گونه اخبار را كه در نگاه اول متنافى به نظر مى‏رسند با هم جمع كنند و در نتيجه آنها را م‏آخذ فتاواى خود قرار دهند و در همين موضوع (جمع بين روايات و وفق دادن يك روايت‏با روايات ديگر) گاهى اختلاف نظر پيش مى‏آيد كه موجب اختلاف در فتوا مى‏گردد.

مطلب ديگر -كه آن نيز گاهى موجب اختلاف فتوا مى‏شود آن‏است كه موضوع برخى از احكام و چگونگى و خصوصيات آن درزمان ائمه(ع) روشن بوده، ولى در زمانهاى بعد، چون آن موضوع‏از بين رفته، منشا اختلاف نظر شده است; به عنوان مثال، در روايت مربوط به احكام نماز وارد شده است كه در حال نماز اگر بربدن يا لباس انسان، خونى باشد كه مقدار آن كمتر از «درهم‏» باشد، اشكالى ندارد; در زمانى‏كه اين روايت صادر شده است، درهم‏در ميان مردم معمول بوده و همه اندازه آن را مى‏دانستند، ولى درزمانهاى بعد بر اثر بى‏اطلاعى از وضع درهم آن روز اقوالى به وجود آمده است مانند:

1. درهم مساوى است‏با گودى كف دست.

2. درهم مساوى است‏با بند سر انگشت ابهام.

3. درهم مساوى است‏با بند سر انگشت وسطى.

4. درهم مساوى است‏با بند سر انگشت‏سبابه.

اين بود قسمتى از مطالبى كه موجب اختلاف فتواى مراجع تقليد مى‏گردد.

از مطالب فوق، چنين نتيجه مى‏گيريم كه اختلاف نظر فقها و مجتهدان بر اساس يك سلسله مطالب علمى و تحقيقى است نه هوا و هوس و اغراض شخصى و اگر خداى نخواسته مجتهدى در فتوا دچار هوا و هوس گردد، از نظر اسلام واجد شرايط فتوا نيست و مردم نمى‏توانند از او تقليد كنند.

بنابراين، اين اشكال يا سؤال كه چرا مراجع تقليد با هم در بعضى از مسائل اختلاف دارند وجهى ندارد، زيرا، اولا: اين قبيل اختلاف نظرها در تمام رشته‏هاى تخصصى وجود دارد و مخصوص رشته فقه اسلامى نيست و ثانيا: موضوعى كاملا طبيعى و عادى است.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384ساعت 8:29  توسط محسن فروغی  | 

سراج

دوست عزیز حیفه از این سایت استفاده نکنی(seraj.ir)

ضمنا در آرشیو هم مطلب داریم یه سر بزنید. ممنونم

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد 1384ساعت 8:15  توسط محسن فروغی  | 

اتل متل2

 

اتل متل يه بابا، دلير و زار و بيمار. اتل متل يه مادر، يه مادر فداكار

اتل متل بچه‌ها، كه اونارو دوست دارن، آخه غير اون دوتا، هيچ كسي رو ندارن

مامان بابا رو مي‌خواد، بابا عاشق اونه، به غير بعضي وقتا، بابا چه مهربونه

وقتي كه از درد سر، دست مي‌ذاره رو گيج‌گاش، اون باباي مهربون،...

غير خدا و مادر، هيچ كسي رو نداره، اون وقتي كه بابا جون، موجي مي‌شه دوباره

بابام ميون كوچه، افتاده بود رو زمين، مامان هوار مي‌زد، شوهرمو بگيرين

مامان با شيون و داد، مي‌زد توي صورتش، قسم مي‌داد بابارو، به فاطمه به جدش

تو رو خدا مرتضي، زشته ميون كوچه، بچه داره مي‌بينه، تو رو به جون بچه

بابا رو كردن دوره، بچه‌هاي محله، بابا يهو دويد و زد توي ديوار با كله

هي تند و تند سرش رو، بابا مي‌زد تو ديوار، قسم مي‌داد حاجي رو، حاجي گوشي رو ور دار

نعره‌هاي بابا جون، پيچيد يهو تو گوشم، الو الو كربلا، جواب بده به گوشم

بعد مامانو هلش داد، خودش خوابيد رو زمين، گفت كه مواظب باشيد، خمپاره زد، بخوابين

الو الو كربلا، پس نخودا چي شدن؟ كمك مي‌خوايم حاجي جون، بچه‌ها قيچي شدن

تو سينه و سرش زد، هي سرشو تكون داد، رو به تماشاچيا، چشاشو بست و جون داد

بعضي تماشا كردن، بعضي فقط خنديدن، اونايي كه از بابام، فقط امروز و ديدن

موج بابام كليده، قفل دره بهشته، درو كنه هر كسي، هر چيزي رو كه كاشته

بالا رفتيم ماسته، پايين اومديم دروغه، مرگ و معاد و عقبي، كي مي‌گه كه دروغه؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد 1384ساعت 7:53  توسط محسن فروغی  | 

اتل متل يه بابا

اتل متل يه بابا،كه اون قديم قديما،حسرتشو مي‌خوردن،تمامي بچه‌ها اتل متل يه دختر،دردونه‌ي باباش بود،بابا هرجا كه مي‌رفت،دخترش هم باهاش بود اون عاشق بابا بود،بابا عاشق اون بود،به گفته‌ي بچه‌ها،بابا چه مهربون بود يه روز آقتابي،بابا تنها گذاشتش،عازم جبهه‌ها شد،دخترو جا گذاشتش چه روزاي سختي بود،اون روزاي جدايي،چه سال‌هاي بدي بود،ايام بي بابايي چه لحظه‌ي سختي بود،اون لحظه‌ي رفتنش،ولي بدتر از اون بود،لحظه‌ي برگشتنش هنوز يادش نرفته،نشون به اون نشونه،اون كه خودش رفته بود،آوردنش به خونه زهرا به او سلام كرد،بابا فقط نگاش كرد،اداي احترام كرد،بابا فقط نگاش كرد خاك كفش بابا را،سرمه‌ي تو چشاش كرد،بابا جونو بغل زد،بابا فقط نگاش كرد زهرا براش زبون ريخت،دو صد دفعه صداش كرد،پيش چشاش ضجه زد،بابا فقط نگاش كرد اتل متل يه بابا،يه مرد بي ادعا،براش دل مي‌سوزونن‌،تمامي بچه‌ها زهرا به فكر باباست،بابا تو فكر زهرا،گاهي به فكر ديروز،گاهي به فكر فردا يه روز مي‌گفت كه خيلي،براش آرزو داره،ولي حالا دخترش،زيرش لگن مي‌ذاره يه روز مي‌گفت:دوست دارم،عروسيتو ببينم،ولي حالا دخترش،مي‌گه به پات مي‌شينم مي‌گفت:برات بهترين،عروسي رو مي‌گيرم،ولي حالا مي‌شنوه،تا خوب نشي نمي‌رم وقت غذا كه مي‌شه، سرنگ را بر مي‌داره،يك زرده‌ي تخم مرغ،توي سرنگ مي‌ذاره گوشه‌ي لپ بابا،سرنگ رو مي‌فشاره،براي اشك چشمش،هي بهونه مي‌ياره غصه نخور باباجون،اشكم مال پيازه،بابا با چشماش مي‌گه،خدا برات بسازه هر شب وقتي بابا رو،مي‌خوابونه توي جاش،با كلي اندوه و غم،مي‌ره سر كتاباش حافظ رو بر مي‌داره،راه گلوش مي‌گيره،قسم مي‌ده حافظو،خواجه!بابام نمي‌ره دو چشمشو مي‌بنده،خدا خدا مي‌كنه،با آهي از ته دل،حافظو وا مي‌كنه فال و شاهد و فال و،به يك نظر مي‌بينه،نمي‌خونه چرا كه،هر شب جواب همينه اون شب كه از خستگي،گرسنه خوابيده بود،نيمه شب چه خواب،قشنگي رو ديده بود تو خواب ديدش تو يك باغ،تو يك باغ پر از گل،پر از گل و شقايق،ميون رودي بزرگ نشسته بود تو قايق،يه خرده اون طرف تر،ميان دشت و صحرا،جايي از اين جا بهتر… بابا سوار اسبه،مگه مي‌شه؟محاله…بابا به آسمون رفت،تا پشت يك در رسيد… بهزاد سپهر
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد 1384ساعت 7:37  توسط محسن فروغی  | 

حديث

امام موسي كاظم (ع)فرمود: براي دنيايت طوري كار كن كه گويي تا ابد زنده خواهي بود و براي آخرتت چنان باش كه گويي فردا مي ميري. . سفينه البحار /جلد 1/ص 429
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 12:0  توسط محسن فروغی  | 

رابطه ما و ديگران

1- گفتار نيكو  2-عفو و گذشت تفقّد و عيادت عفو و گذشت غم‏زدايي و مشكل‏گشايي

  پوزش‏پذيري طمع نداشتن(استغناي روح و علّو همت و روحيه قناعت و پارساييچشم طمع به داشته‏هاي ديگران داشتن، هم خفّت‏آور است، هم مايه عذاب روح و وجدان.)

 8ـ بي‏آزاري رازپوشي

10ـ آينه‏بودن. آينه، بدون غرض است، بزرگ‏نمايي هم نمي‏كند، عيب‏ها را به خود انسان نشان مي‏دهد و ما از آينه هم ممنونيم كه وسيله آگاهي ما از عيوب‏مان مي‏شود، تا در رفع آنها بكوشيم. نيز، آينه خوبي‏ها و جمال و زيبايي را هم نشان مي‏دهد، نه تنها عيوب و كاستي‏ها را. برخورد صادقانه با ديگران، انتقاد از سر دلسوزي و رأفت، ارشاد و راهنمايي و خيرخواهي، مصاديقي از «آينه‏بودن» نسبت به ديگران است. «واو عاطفه» باشيم، نه «خطّ فاصله».

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 11:52  توسط محسن فروغی  | 

معرفي سايتي پر از مقاله براي تحقيق

http://www.seraj.ir/
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 12:13  توسط محسن فروغی  | 

روز مادر مبارك

خجسته ميلاد زيباتريـن گل وجود. [ فاطمه زهرا (س)]الگوي مادري و معرف جايگاه رفيع زن در نظام ارزشي جهان مبارك باد. ----------------------------------- كرده اعطا بر محمّد سوره كوثر خدا هم عطا فرموده بر مولا علي همسر خـدا ازعروج خاتم پيغمبرانش قصد داشت نــــور زهـرا را دهــد تحـويـل پيـغـمبر خــدا ----------------------------------- اسلام ‏هرگز مردان را نسبت ‏به زنان ترجيح نداده است. بلكه ‏مساوات را درباره زن و مرد رعايت كرده است. اسلام با تساوى حقوق زن ‏و مرد مخالف نيست، با تشابه حقوق آنها مخالف است - تشابه نه و تساوى آرى -------------------------------------- وَوَصَينَا الٍانسَان بِوَالِدَيهِ اِحسَانًا حَمَلَتْهُ اُمُّهُ كَرْهًا وَوَضَعَتهُ كَرهًا وَحَمَلَهُ وَفِصَالُهُ ثَلاثُونَ شَهرًا ( احقاف، 15 خداوند بعد از سفارش به تجليل‏ از والدين ، وقتى مى‏خواهد از زحمات پدر ومادر ياد كند، از زحمت مادر سخن مى‏گويد، نه از زحمت پدر. زحمات سى ماهه مادر را مى‏شمارد: 1- دوران باردارى، 2- زايمان، 3- دوران شيرخوراگى براى مادر دشوار است. وهمه اينها را به عنوان شرح خدمات مادر ذكر مى‏كند. قرآن كريم به هنگام يادآورى زحمات حتى اشاره‏اى هم به اين موضوع ندارد كه: پدر زحمت كشيده است. --------------------------------- لطيفه شخصي در جمعي مي گفت: هركه يك زن بگيرد در قيامت يك لامپ برايش روشن مي شود و هركه دو زن بگيرد 2 لامپ و هركه 3 زن بگيرد سه لامپ و همين طور بالا مي رفت ناگهان زنش را ديد وگفت: هرگز نشه فراموش لامپ اضافه خاموش
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 12:25  توسط محسن فروغی  |