تبليغاتX
بـچـه مسَـلمـونا

بـچـه مسَـلمـونا

علـمی-فـرهنـگی ------------------------ (فـروغـي) بندر امام.ره

وظائف مردم در زمان غیبت

پذيرش وجود امام زمان(عج)

 

رسول گرامى اسلام(ص) فرمودند:هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناسد، چون مردم زمان جاهليت بر كفر مرده است.

پاى بندى به تعاليم اسلام

آنچه باعث محروم شدن مؤمنان از ديدار حضرت بقية الله گشته، زير پا گذاشتن دستورات الهى است;

صبر و شكيبايى -   

اظهار محبّت -  حفظ ايمان -  

دعا براى آن حضرت -

عبادت به نيابت -

استمداد و استغاثه - 

قيام به هنگام شنيدن اسم    


زين كن اي مرد ترين مرد زمين، اسب ظهور            چشم دجّال وَشان از رخ زيباي تو دور

  بعثتي باز طلب مي كند اوضاع زمان                  مردي وعاطفه ومهر ، شده زنده به گور

 دل آشفته مـا را به دعـائي بنـواز                    اي مسيـحانفست ناب ترين شعر شعور

 سالها بر سـر راه تو نشستم بي تـاب                به اميدي كه كني يكدم از اين سمت عبور

 ديدن روي تو چشمي طلبد شسته وپاك            من زخـود غايـبم وجلوة تو عين حضور

 اي كه از روز ازل عشق ، گرفتار تو بود             كاشكي ديدة من لايق ديـدار تـو بود


هزار وصد وهفتاد و يكمين سالروز ولاد منجي بشر حجت خدا مهدي موعود عليه السلام برهمه مبارك.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 22:46  توسط محسن فروغی  | 

به اين سايت يه سر بزنيد واقعا جالبه دستشون درد نكنه http://www.ghadeer.org
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 11:9  توسط محسن فروغی  | 

گفتگو

گفتم: ـ مسلماني يا نه؟

گفت:ـ بله. براي چي مي پرسي؟

ـ اخه نه مسجد حضور داري ونه در نماز جماعت ! مثل غيرمسلمونا تازه بعضي اونا هفته اي يكبار كليسا ميرند.

ـ مگه هركه مسجد ونماز جماعت ميآد مسلمونه؟

ـ مسلماني فقط به مسجد و نماز جماعت نيست ولي بدون آن هم نيست.و درست است كه مسلمان بودن ما ربطي به ديگران ندارد ولي ديگران هم چون با ما زندگي مي كنند، بايد بدونند كه ما مسلمونيم، تا وظائف ديني خود را انجام دهند. مثلا اگر مُرديم ما را تشييع  وغسل وكفن كنند ودر قبرستون مسلمونان دفن كنند.

ـ بعضي مسجدي ها فـلان اند....

ـ اگر چنين باشه او اشتباه مي كنه. شما كه خوبي چرا مسجد نمي آئي؟ خوبهائي مثل شما كه مسجد نيايند بقول شما ريا كاران و... . مسجد را پـُر مي كنند.

ـ ما تـوي خـونه نمـازمون را مي خـونيـم.

ـ مگر با جماعت بودن ومسجد رفتن دستور دين نيست.مگرمسجد روز قيامت ازشكايت كننده ها

به ديگري گفتم: بفرمائيد نماز:

ـ مي بيني كه كار دارم

ـ يعني نماز براي آدماي بيكاره؟ براي پير زنها وپير مردهاي باز نشسته است؟

پس بفرمائيد: نماز ظهر عاشوراي امام حسين ‹ع› هم از بيكاري بود. نماز وجماعت آنقدر ارزشمند و مهم است كه آن حضرت در سخت ترين شرايط دست ازآن برنداشت. آيا اين درس نيست؟؟ ؟

ـ آقاي كاسب چرا نماز جماعت نيستي

ـ ما اصـلاً مشتري نداريم امـا وقت نماز كه ميـشه چندتا مشتري مي رسه ، فقط هم قيمت مي گيرند.

ـ اگر شيطان نباشند شيطان آنان را فرستاده. در ضمن خريد و فروش وقت نماز يا بدون سودي است يا بدون بركت. حتماً امتحان هم كردي.

ـ چـكار كنم بدهـكارم. چك دارم .  و...

ـ اول وقت نماز نخواندن ودنبال كار رفتن، يعني نعوذ بالله از خدا كاري ساخته نيست بايد خودم آستين بالا بزنم.واين شرك است.

   من كان لله كان الله له › هركسي براي خدا باشد و مطيع او. خدا هم براي اوست، وحلال مشكلات او . مگه شك داري؟

راستي مكّه رفته ها  ميگن وقت نماز مغازه ها را تعطيل مي كنند. مگه دين آنها با ما فرق دارد؟ يا آنها اشتباه مي كنند يا ما.

ـ امـام جمـاعت فـلانيـه ...

ـ شما مكّه كه مي روي به امام جماعتش اقتدا مي كني كه دينش با دين تو فرق مي كند چطورآنجا اين دقت رابخرج نمي دهي؟آيا اينها بهانه نيست؟

 


عید مبعث برمسلمین مبارک باد

                                                 

                                               

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم شهریور 1384ساعت 18:4  توسط محسن فروغی  | 

حصوصيات كارمند نمونه

حصوصيات كارمند نمونه

Jبا ياد خداست چون هركس از ياد خدا روي گرداند زندگي سختي خواهد داشت. طه 124

 

Jبا تقوي است چون باعث آسان شدن سختي ها.و رسيدن روزي حلال است طلاق65

 

Jپركار و پرتلاش است چون عمل وتلاش، مقياس درجات انسان واندازه گيري ارزش وكرامت اوست انعام132

 

Jمخلص است چون اخلاص در عمل بهتر از خود عمل است و اخلاص را تا پايان كارنگه داشتن ازخود عمل سخت تر است.امام علي‹ع› بحار ج78

 

Jاستقامت ودوام در كار دارد چون كار اندكي كه بر آن مداومت باشد ازكار بزرگي كه ملول آور باشد بهتر است. نهج البلاغه ح270

 

Jبا تدبيراست چون مؤمن كاري نمي كندكه عذرخواهي كند. منافق هر روزكارناپسند مي كنند وپوزش مي خواهند. امام صادق(ع) وسائل ج6

 

Jقانونمند چون راه  ايجاد قانون مداري در مردم، اين است كه خود مسئول و مجري قانون وكارمند پاي بند قانون باشد

Jرعايت كننده اولويت درتراكم كارها، چون هركسي به غير مهم خود را مشغول كند،كار مهمتر را از دست ميدهد علي(ع)

 

Jاهل مدارا نه همه جا. نه در برابر خيانت كار وقانـون شكن ونه با افراد فرصت طلب.

 

Jمـردم دوست است چون علي(ع) فرمود: قلب خود را از مهر مردم ودوستي ولطف به آنان سر شار كن و هرگز مباد كه درنّده اي خون آشام باشي كه خوردن آنان را غنيمت بشماري؛چراكه مردم دوگروهند:يا برادران ديني تو اند. يا در آفرينش همانند تو اند. نهج البلاغه نامه 53

 

Jنيكو سخن مي گويد چون پيامبر‹ ص› مراجعه كننده را يا حاجت روا برمي گردانند يا با سخنان خوش واميـدواركننده با او برخورد مي كرد. ومي فرمود: راه نفوذ در قلب مردم بامال نيست، بلكه باگشاده روئي وخوش اخلاقي است.

 

Jمنضبط است چون آگاهترين انسان منضبط ترين انسان است..

Jنمونه هاي بي انضباطي 1- تأخير وغيبت سوء استفاده از مرخصي استعلاجي چاپلوسي وتملق      سرپيچي از دستورها مسئول مشاجره ومنازعه در محيط كار سخن چيني وبدگويي كم كاري  8 ـ ايجاد نارضايتي در ارباب رجوع  تبعيض وبي عدالتي 10ـ كار شكني، تكبر ،عجب، رياست طلبي، منت گذاشتن، عدم رعايت پوشش وحجاب و...

Jعامل بدبختي دولت هاچهار چيز است  رها كردن اصول وكارهاي مهم اساسي 2- چسبيدن به فروع كارهاي غير مهم وتشريفاتي پيش انداختن انسانهاي پست وفرومايه كنار زدن آگاهان واهل فضل

                  
+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 18:33  توسط محسن فروغی  | 

کارائی و فائده دین

شايد بتوان كارايى دين  را براى ساختن جامعه اى رو به رشد،را با ساختن يك وسيله نقليه براى حركت به جلو انجام مى دهيم تشبيه كرد
 در ساختن يك ماشين چند مرحله را طىّ مى شود :
1  -اوّل معدن آهن را كشف مى كنيم .
2  - معدن كشف شده را استخراج مى كنيم .
3  - مواد را ذوب مى كنيم .
4  - قطعات ماشين را مى سازيم .

 - ۵قطعات ساخته شده را مونتاژ و به يكديگر متّصل مى كنيم .
و در نهايت با يك راننده ماهر، اتومبيل ساخته شده را هدايت مى كنيم .
دين نيز همين پنج عمل را روى انسان انجام مى دهد:
كار اوّل دين كشف انسان است، انسانى كه خودش را فراموش كند، راهش ، رهبرش ‍ و هدفش را گم كند، تا سرحد يك حيوان تنزّل مى كند و چون هدف اصلى خود را تنها رفاه و زندگى مادّى مى داند مانند يك مرده مى شود كه ديگر حقّ در او اثر نمى كند و همچون گرگ مى شود در دريدن ، روباه مى شود در حيله ، موش مى شود در دزدى ، سنگ مى شود در قساوت . اين انسان گم شده بايد پيدا شود، خودش را بشناسد و كشف كند.
اگر دين نباشد، ما نمى توانيم به خوبى و درستى خود را كشف كنيم و بشناسيم
دين مى گويد: اى بشر! تو شهوت و شكم نيستى ، امتياز و كمال تو در اينها نيست . حتّى امتياز تو به پرواز كردن ، بلند كردن وزنه و خانه ساختن نيست ، زيرا حيوانات در تمامى اين امور از تو برتر و بالاترند.
 
اسلام در قرآن انسان را  اينگونه معرّفى مى كند.
1   -تو خليفه خدا هستى . بقره 30
2  - هر چه در زمين و آسمان است براى توست .لقمان 20
3  - تو حامل امانت الهى هستى .احزاب 72
4  - در تو از روح خدا دميده شده است .حجر 29
- ۵   و بهترين مخلوق خدا در آفرينشى .مومنون 14- تين 4
6  - ما تو را گرامى داشتيم .اسرا 70
7  - ما تو را فضيلت داديم . اسرا 70
و سپس هشدار مى دهد كه مبادا خود را فراموش كنى و گم كنى ، كه خسارت ببينى و در تجارتت سود نكنى ، مبادا خود را ارزان بفروشى و به غير خدا بفروشى

كار دوّم دين ، استخراج اين معدن كشف شده است . انسان بايد استخراج شود از ظلم ها، جهل ها، تفرقه ها، خرافات ، شرك ها و.... چنانكه قرآن مى فرمايد: (يُخرجُهم من الظلماتِ الى النّور)  بقره 257  خداوند مؤ منان را از تاريكى ها به سوى نور خارج مى سازد.
كار سوّم دين ، انسان را در بوته حوادث ذوب مى كند، همان گونه كه آهن در كوره ذوب مى شود.
دين ، عشق به بى نهايت را در انسان ايجاد وآدمى را به آن وصل مى كند، آن گاه بى نهايت كوچك را در بى نهايت بزرگ ذوب مى كند. آرى ، وبر اثر مناجات وبا توبه وگريه ، ذوب شده وناخالصى هاى او جدا مى گردد.
 كار چهارم دين ، تربيت فردى انسان است . برنامه هاى خودسازى ، از راه عبادت و تقواپيشگى و شكوفا كردن صفات نيك وكمال انسانى ، يعنى ساختن يك مهره مفيد وانسان واقعى ؛ همان كارى كه پيامبر اسلام در مكّه و زمان خفقان انجام دادند. تمام دستوراتى كه جنبه اجتماعى ندارد در اين مسير قرار مى گيرد تا انسان ها يك به يك ساخته شوند.
عبادت هاى فردى ، مقدّمه خودسازى وخودسازى مقدّمه جامعه سازى است . تربيت جامعه را بايد از تربيت افراد آغاز كنيم . خداوند از پيامبرش مى خواهد ابتدا خودش را پاكيزه گرداند، (وثِيابِكَ فَطهّر) مدّثر4 در مرحله دوّم مى فرمايد: به زنان و دخترانت بگو پاك باشند، (قل لا زواجك وبَناتك ...) احزاب 59 در مرحله سوّم خويشان نزديك خود را انذار كند، (و اءنذر عشيرتك الاقربين ) شعرا 214 و در مرحله چهارم ، ماءمور انذار اهل مكّه واطراف آن مى گردد. (لِتُنذرَ اُمّ القُرى و مَن حَولَها) انعام 92 آن گاه نوبت به ارشاد وهدايت جهانيان مى رسد.(كافّةً لِلنّاس ) سباء 28
كار پنجم دين پيوند دادن مهره هاى ساخته شده و ايجاد ارتباط و وحدت بين انسان هاى مؤ من و تربيت يافته و در نهايت ، تشكيل يك حكومت جامع الهى در تمام ابعاد است ،- همان كارى كه پيامبر در مدينه انجام دادند - تشكيل يك جامعه اسلامى كه معيارها و هدف هاى آن الهى باشد و از هر جهت با جامعه هاى غير اسلامى تفاوت داشته باشد.
اساساً اسلام دين وحدت ، جماعت و اجتماع است ، شما در نماز، حتّى اگر به تنهايى نماز بخوانيد، به صورت جمع با خداوند متعال سخن مى گوييد: (ايّاك نَعبد و ايّاك نستعين ) تنها تو را مى پرستيم و تنها از تو كمك مى خواهيم . (اِهدنَا الصّراط المستقيم ) ما را به راه راست هدايت فرما.      السّلام علينا و على عباد اللّه الصّالحين )) سلام بر ما و بر بندگان شايسته . اسلام با روش هاى مختلف سعى دارد مسلمانان را به تشكيل اجتماعات با شكوه تشويق كند، لذا مى فرمايد: تعداد نمازگزاران ، هر چه بيشتر باشد ثواب نماز جماعت افزون مى گردد.
اگر غيبت و تهمت و... در اسلام امرى ناپسند است ، شايد به خاطر آن باشد كه عامل تفرقه و تشتّت است . و اگر هديه دادن ، صله رحم ، سلام كردن و مشورت امرى پسنديده است ، براى آن است كه اين گونه امور ايجاد محبّت مى كند و باعث انسجام و وحدت مى گردد.
 آخرين كار دين سپردن جامعه متّحد وتشكّل يافته به دست رهبرى لايق و معصوم ، تا او امّت را از خطر تسلّط افراد مفسد، مسرف ، مترف ، جاهل و ظالم حفظ نموده ومردم را از وابستگى ودنياپرستى برهاند. به راستى، سپردن رهبرىِ جامعه به دست شخص غيرمعصوم، ظلم به مقام انسانيّت است .
اين است دورنمايى از طرح كلّىِ مكتب كه اگر بخواهيم آنا را در يك سطر بيان كنيم ، مى گوييم : دين ، يك برنامه جامعى است كه نوع( بينش) (كوشش ) و ( روش ) را براى فرد و جامعه ، با معيارهاى خاصّ الهى معيّن میكند.                                               منبع :توحيد استاد قرائتي- (خلاصه شده)
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1384ساعت 23:37  توسط محسن فروغی  | 

محارم نسبی

بـراي بـانـوان

   بـراي آقـايـان    

  پـدر  و اجــداد

1

  مـادر   و جـدّ ه هـا

1

  پسـر  ونـوه ها

2

  دختـر  و نـوه هـا

2

  بـــرادر

3

  خـــواهـر

3

  پسـر برادر  ونـوادگـان او

4

  دختـر خـواهر  ونـوادگـان او

4

  پسـر خواهر ونـوادگـان او

5

  دختـر بــرادر ونـوادگـان او

5

  عـمــو و دائـي

6

  عمّـه و خـالـه

6

 عـمـو ودائـي والـديـن

7

  عـمّـه وخـالـة والـديـن

7

محارم سببي - به وسيله عقد محرم مي شوند

بـراي بـانـوان

    بـراي آقـايـان     

  پــدرِ شـوهـر  واجـداد شـوهـر

 

 مــاد رِ همسـر  وجدّه هاي همسر

 

  پســرِ شــوهــر        ( نا پسـري )

 دخـتـرِ همسـر     (  نا دختـري )

 

 شــوهــرِ مــاد ر     ( نـا پـدري )

 زنِ پــد ر               ( نا مـادري )

 

 شــوهـرِ د خـتــر    (  دامــاد  )

 

زنِ پســر                ( عــروس )

 

محارم رضاعي ( از طريق شيرخوردن)  

كسي كه در دو سال اول كودكي  (طبق شرائطي كه دررساله آمده است)از خانمي شير بخورد؛

به همسر وفرزندان وبرادران وخواهران ووالدين ودائي وعمو وخاله وعمه آن زن شير دهنده محرم هست وبا آنها نمي تواند ازدواج كند.

توجه: برادر وخواهران كودك شير خورده به زن شير دهنده ونزديكانش كه ذكر شد محرم نيستند. 

جوانان مسلمان بايد بداند كه غير از موارد مذكور بقيه با آنها نامحرمند وفرقي نمي كند از فاميل باشد يا غريبه ولازم است حجاب ونگاه خود را طبق دستور خدا حفظ كنند.بستگان نامحرم مثل؛

   بـراي آقايان:( زن برادر ـ  زن عمو ـ زن دائي ـ  دختر عمو ـ دختر عمه ـ دختر دائي ـ دختر خاله )

بـراي خانمها: ( شوهر خواهر ـ  شوهر عمه ـ شوهر خاله ـ پسر عمه ـ پسرخاله ـ پسر ـ پسردائي ـ پسرعمو )

                                                                       

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1384ساعت 1:19  توسط محسن فروغی  |